از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است

من تو را ب خلوت خدایی خیال خود بهترین بهترین من خطاب میکنم

از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است

من تو را ب خلوت خدایی خیال خود بهترین بهترین من خطاب میکنم

آخرین مطالب

مرگ بر غرب زده پهلوی پرست

يكشنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۱:۰۸ ق.ظ

چرا مینویسم؟ 

وبلاگ برای من ی گوشه ک هیجوقت از شنیدن پرحرفی هام خسته نمیشه

زبونی هم نداره ک سوال بپرسه پس فقط هرچقدر ک دلم بخواد و هرطور ک صلاح بدونم مینویسم

چشمی هم نداره ک بعدا بهم بیفته و نگران سرزنشش باشم

حتا ذهنی هم نداره ک قضاوتم کنه!

تنها چیزی ک داره حافظه س و این خیلی خوبه! خیلی!

ی وقتایی ک همه چی خوبه دوس دارم زندگیمو تو همون حالت فیکس کنم ک دیگه تکون نخوره ولی خب نمیشه! اما وقتی اینجا مینویسمشون با هربار ک میخونم دوباره حس خوبی بهم تزریق میشه

حتا نوشتن بدی ها هم آرومم میکنه! بجز جنبه درد و دل و ازین جور حرفا بعدا ک میخونم یا خوشحال میشم ک دگ اون بدبختی هارو ندارم یا شکر میکنم خدارو ک بدبختی های بزرگتری داشتم و الان کوچیکترن. شایدم بگم ببین بدبختی های کوچیک اونوقتا چقد برات بزرگ بوده! پس بدبختی های بزرگ الانتم درواقع کوچیکن و زمان اینو بهت نشون میده😂

اصولا وبلاگ نویسی یکی از بزرگترین نعمت های زندگی منه... چون قبلا ک توی دفتر خاطرات مینوشتم با اینکه صد برابر وبلاگ لذت بخش بود اما استرس اینکه دست کسی بیفته همیشه باعث میشد تو صدتا سوراخ قایمش کنم... حتا الان هم همش نگرانم دست کسی نیفته. خاطره نویسی خیلی خوبه خیلی....

با اینکه هیچوقت وبلاگام خواننده ی زیادی نداشتن(بجز آفتابگردون اولین وبلاگم ک مودش متفاوت بود و شخصی هم نبود) این موضوع برام اهمیتی نداشته. و حتا خوشحال تر بودم ازینکه کمتر چرت و پرتام وقت کسی رو بگیره یا اراجیف نا امید کنندم ذهن کسی رو گنراه کنه یا انرژیشو بگیره. برام مهم نیست چون اصلی ترین خواننده وبلاگم خودم هستم.... شاید هر پست رو صد بار خونده باشم! حداقل ده بارش توی همون لحظه اول گذاشتن پسته و بعد هر چند ساعت میام دوباره با دیدگاه های مختلف و حالات روحی مختلف میخونمش

با خیلی پستام خندیدم و با خیلی ها هربار ک خوندم اشک ریختم

من واقعا وبلاگمو دوس دارم... و الان نگرانم ک نکنه مثل بلاگفا پوچ بشه و ازدستش بدم..

دو سه سال خاطرم نابود شد اونجا! خیلی خیلی خیلی نیاز داشتم ک بخونمشون این روزا... خوندن افکار گذشته بهترین راهنماس برای اینکه بفهمی کی بودی و داری کی میشی. ک خودتو بشناسی خوندتو پیدا کنی... ولی متاسفانه از دست رفت. مهم ترین قسمتش هم بود ک از دست رفت. هعی

خوابم میاد و قصد دارم فردا حتما برم راهپیمایی. تو تموم سالهای زندگیم هیچوقت انقدر بنظرم مهم نبوده رفتنم. ولی فردا حتما باید برم. باید برم ک ی عده با سیاه نمایی الان و پرستیدن دوره ی خفت بار پهلوی اراجیف نبافن! باید برم ک بگم من نسل ۴ انقلاب با اینکه میدونم خیلی گند زده شده ب مملکت ولی معتقدم مسیر اصلی درسته! 

میترسم.خیلی میترسم ازین ک بخاطر بی لیاقتی هامون این حکومت از بین بره و ظهور عقب بیفته... اونوقت خاکبرسرترین نسل تاریخ بشریم!

نظرات  (۱)

من پهلویو قبول ندارم اصلا ...و سران مملکتم قبول ندارم
پاسخ:
من از اونایی حرصم میگیره ک یا یادشون رفته یا خودشونو میزنن ب اون راه و فکر میکنن تو دوره پهلوی همه چی گل و بلبل بوده!
اینی ک میگی ی حرف دیگه س

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">