از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است

من تو را ب خلوت خدایی خیال خود بهترین بهترین من خطاب میکنم

از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است

من تو را ب خلوت خدایی خیال خود بهترین بهترین من خطاب میکنم

کوزه گر از کوزه شکسته آب میخوره

دوشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۳۵ ق.ظ

ی حس خوبی دارم که خونه ام و دارم ی زندگی عادی رو میگذرونم. مثلا وقتی خواهرم ب کمکم نیاز داره عصر یهویی میرم خونه ش. شب هر ساعتی دلم بخواد میخوابم.صب هروقت خواستم بیدار میشم. هرساعتی دوس دارم تلوزیون تماشا میکنم. توی کارهای خونه کمک میکنم و حتا خیلی بی دردسر با دوستام قرار ی دورهمی میذاریم برای بیرون رفتن! زندگی اینجوری هم ی طعم خاصی داره. بدون دغدغه درس و امتحان و مریض و.... 

الان البته برخلاف قبلنا دلم بیکاری نمیخواد. ینی دو ساله حس میکنم وقتی کلر نمیکنم زندگی هم نمیکنم! دوس دارم درسم مث دوستام ۴ ساله بوده باشه و الان مشغول ب کار باشم و از درآمد خودم استفاده کنم. حس میکنم وقتی دست رنج خودتو داشته باشی همه چیز جذاب تره!

کاش زودتر این ی سال هم بگذره... باورم نمیشه ک فقط ی سال مونده.. همیشه سعی میکردم ب سال های رفته از درسم فکر کنم ن سال های مونده. چون عصبیم میکرد ک هنووووووز کلیییییی مونده. ولی الان لذت میبرم ب این فکر کنم ک فقط ی سال مونده. البته درصورتی ک حرف های بعضیا رو فاکتور بگیریم مثلا وقتی دوست و آشنا میبینن و میگن خببب بسلامتی سال آخری دیگه!😍 منم قیافم کش میاد😑 و میگم نه یه سال دیگه مونده. یا ی سریا ک با تعجب میگن هنوز داری میخونی؟؟😮 مگ تموم نشده؟!

ابن یک سال و نیم مونده سخت در اضطراب و تشویشم. هزار بار تصمیم گرفتم و منصرف شدم ک تخصص بخونم یا ن... ی بار باید بنویسم اینجا ک شاید راحت تر تصمیم بگیرم. تو این پست نمیگنجه حیف.

+ انقد این زندگی بی دغدغه ب مذاقم خوش نشسته که دیروز اشک ریختم و ب مامانم میگفتم من میخوام برم دانشگاه☺

+ عنوان: فردا میخوام برم دندون پزشکی بعد صد سال

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">