از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است

من تو را ب خلوت خدایی خیال خود بهترین بهترین من خطاب میکنم

از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است

من تو را ب خلوت خدایی خیال خود بهترین بهترین من خطاب میکنم

آخرین مطالب

059.یافاطمه اشفعی لنا فی الجنه

پنجشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۲۸ ق.ظ

چه حس خوبیه حرم رفتن...چقدر دلم میگیره برای کسایی ک شهرشون حرم نداره:( اون اوایل ک رفته بودم تهران داشتم دیوونه میشدم...خلا حرم خیلی حس میشد... البته امام زاده صالح و شاه عبدالعظیم خوب بودن ولی راهشون دور بود...هیچی حزم حضرت معصومه نمیشد برام....

از بچگی خاطرات قشنگی داشتم اونحا...ازون روزا ک کارم سر خوردن روی سنگ های مرمر کف حرم بود تا دویدن و لی لی بازی توی صحن...تا بالا رفتن از قبر اون عالم توی صحن امام رضا ع ک همیشه هم ده تا بچه روش نشسته بودن و یکی از بزرگترسن افتخاراتم زمانی بود ک بالاخره قدم میرسید ک بتونم ازش برم بالا.چون خیلی بلند و سر بود....راستی ک چقدر تو ذهنم اباهت داشت و حالا کوچیک شده...جمع کردن مهر هم ک عادت همیشگیم بود و با ی پلاستیک تو صحن میگشتیم و مهرارو از روی زمین برمیداشتیم...یادش بخر اون زمونا ک خلوت بود..همیشه کنار ضریح مینشستم و با حضرت حرف میزدم... خداروشکر ک الان انقدر شلوغه دستمم بزور میرسه اما دلم هوس اون خلوتی هارو کرده...خلوتی هایی ک الان فقط 7صبح میشه تجربش کرد... یادش بخیر....چ قولا ک بهشون ندادم...چ عهدا ک باهاشون نبستم....و حیف ک چقدر ازشون دور شدم الان...هم ظاهرا هم باطنا...دلم معصومانگی بچگیم تنگ شده...و اون صمیمانگیم با حضرت معصومه س...

خانوم دلم براتون تنگه...چ حس قشنگی بود امشب ک اومده بودم جشن تولدتون...چقدر حس غریبی دارم...خانوم جون....من ک عمری همسایتون بودم...شما رو بحق برادرتون دست منم بگیرید...شمارو ب امام رضا کمک کنید...یافاطمه المعصومه....

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">