از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است

من تو را ب خلوت خدایی خیال خود بهترین بهترین من خطاب میکنم

از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است

من تو را ب خلوت خدایی خیال خود بهترین بهترین من خطاب میکنم

056.مامان چی میگه!؟

چهارشنبه, ۶ مرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۰۳ ق.ظ

توی نود درصد موارد هروقت ب نصایح مامان گوش نکردم پشیمون شدم.نوی همه چیز....این بار ولی حس میکنم مامان شدیدا در اشتباهه.چون من خیلی فکر کردم ...خیلی جلوی خودمو گرفتم ک احساسی برخورد نکنم.و جس میکنم تصمیمم بهترینه.البته ب مامان حق میدم.مسلما اون فک میکنه خوشی زده زیر دلم و بیخیال عالم شدم چون من تقریبا هیچی بهش نگفتم.دلم میخواد با یکی حرف بزنم تا اونم بگه کارم درسته ک تاییدم کنه.ولی کی!؟ واقعا کسی رو ندارم ک انقدر باهاش راحت باشم:(

+ چ موضوع مسخره ای واسه فک کردن انتخاب کردم!! تازه ی جوری حرف میزنم انگار همه چیز وست من بوده و هست!! خوبه ب خودم یاداور بشم ک این تصمیم من نبود و ابتدا مجبور ب این کار شدم و بعد خودم هم ب این نتیجه رسیدم!

+ حوصله تهران رفتن ندارم.تا چند روز پیش روزشماری میکردم ولی الان.... نمیدونم!

+  *تو سریع وابسته آدما میشی و بعد آویزونشون میشی!

     #خب من اینطوریم!!

+ بقول مامان:

هرچه پیش آید خوش آید ما ک ختدان میرویم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">